سارا، وکیلی چهل و چند ساله که در یکی از گروه‌های درمانی آنلاین هفتگی‌ام شرکت می‌کند، وقتی به این نتیجه رسید که به‌اندازۀ کافی از گروه خوراک هیجانی دریافت نکرده است، گفت: «ناراحت شدم که با وجود اینکه هنوز حرفم تمام نشده بود بحث را عوض کردیم.»

سارا دربارۀ احساس افسردگی و انزوایی حرف زده بود که مانند احساس خستگی و انزوای بسیاری از ما در طول پاندمی تشدید شده است. سارا فرسودگی ناشی از پاندمی ـ همان احساس کسالت، فرسودگی و ضعفی را که برای بسیاری از ما آشناست ـ شرح داد، به هم‌گروهی‌هایش گفت مخزن هیجانی‌اش هنوز پر نشده و به حرف زدن ادامه داد. اعضا با او همدلی کردند، نشان دادند تنهایی‌اش را درک می‌کنند و به او محبت کردند.

سارا آنچه را بسیاری از ما به خاطر وقت‌گذرانی کمتر با خانواده، دوستان و همکاران از دست داده‌ایم از گروه می‌گرفت. این سوءتغذیۀ اجتماعی فرسودگی ناشی از پاندمی اهمیت بسیاری دارد. این روزها همۀ ما از منابعی نظیر افراط در تماشای تلویزیون، خوردنی‌هایی که به ما احساس آرامش می‌دهند اما ارزش غذایی پایینی دارند یا مصرف الکل تغذیه می‌کنیم که زیاد مغذی نیستند.

بعد از اینکه سارا غذای هیجانی‌اش را از اعضای گروه دریافت کرد، حالش را پرسیدم.

ـ حالا مخزنی که گفتی در چه حال است؟

سارا گفت: «از قبل بهتر است.»

درمان فردی تقریباً در فرهنگ امروز جا افتاده است، اما گروه‌درمانی هنوز با مقاومت مواجه است. یعنی تا همین اواخر این‌گونه بود. حال که با بروز پاندمی روابط نمی‌توانند نیازهای هیجانی و اجتماعی‌مان را ارضا کنند، گروه‌درمانی روزبه‌روز محبوب‌تر می‌شود و اعتبار می‌یابد. خود من از ماه‌های اول پاندمی با بالاترین تعداد مراجعه برای پیوستن به گروه‌درمانی مواجه شده‌ام.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند اثربخشی گروه‌درمانی در درمان بسیاری از مسائل روان‌شناختی نه‌تنها با اثربخشی درمان فردی برابری می‌کند، مزایای دیگری نیز دارد.

چه پاندمی باشد چه نباشد، روابط بین‌فردی خوراک هیجانی حیاتی برای سلامت جسم و روان ما را تأمین می‌کنند. در مطالعۀ تحول بزرگسالان هاروارد، بهزیستی روانی و جسمی شرکت‌کنندگان به مدت بیش از 75 سال دنبال شده است. این مطالعه نشان داد کیفیت روابط است که اهمیت دارد، نه تعداد روابط. افرادی که سالم‌تر و شادترند و طولانی‌تر زندگی می‌کنند دلبستگی‌های قوی و سالمی دارند. محدودیت‌های فاصله‌گیری اجتماعی در پاندمی باعث شده پر کردن مخازن هیجانی از روابط موجود از قبل هم سخت‌تر شود و در بسیاری از موارد نشان داده که روابط ما خوراک هیجانی‌ای را که برای احیای خود نیاز داریم تأمین نمی‌کند.

گروه‌درمانی بین‌فردی به مثابه آزمایشگاهی است که اعضا در آن نحوۀ برقراری روابطی را مطالعه و آزمایش می‌کنند که خوراک هیجانی موردنیازشان را تأمین می‌کنند. آنها می‌توانند بدون تجربۀ مخاطراتی که روابط خارج از گروه با آن همراهند، این سبک ارتباط مستقیم را امتحان کنند. من به اعضای گروه‌هایم آموزش می‌دهم به احساسی که دارند توجه کنند، هیجان‌هایشان را نام ببرند و مشخص کنند از گروه چه می‌خواهند تا احساس کنند بیشتر حمایت می‌شوند. اعضا در زمینۀ ارتباط هیجانی (که از پایه‌های خوراک اجتماعی و مستلزم توجه به احساس خود، سایر اعضای گروه و درمانگر به‌اضافۀ بیان آن احساسات در لحظه است) رشد می‌کنند. در نتیجه به‌تدریج درک می‌کنند که چگونه همین الگوهای هیجانی بر روابط بیرونی‌شان نیز تأثیر می‌گذارند.

تِری تحلیلگر بازاریابی بیست و چند ساله‌ای که در یکی از گروه‌هایم شرکت می‌کند، بر الگوی برآورده کردن نیازهایش در روابط و بر بیان و پذیرش احساساتش در زمانی که نیازهایش برآورده نمی‌شوند، کار کرده است. او یک بار به گروه گفت: «عصبانی و آزرده‌ام که این همه در اینجا دهنده هستم، اما به نظر نمی‌رسد بقیه اینقدر به من توجه کنند. به خاطر جدایی اخیرم دوران سختی را گذرانده‌ام که همه‌تان می‌دانید. اما چطور است که هیچ‌کس حالم را نمی‌پرسد؟»

آنجلا مشاوری چهل و چند ساله گفت: «ترسیدم اگر به تو توجه کنم بقیۀ گروه احساس حسادت کنند و از اینکه باعث حسادت شوم احساس ترس کردم. با این احساس راحت نیستم.»

ریچارد مدیر اجرایی سی و چند سالۀ سازمانی غیرانتفاعی گفت: «مشکل از تو نیست، مشکل از من است. تو هیچ کار اشتباهی نمی‌کنی. من اصلاً با احساساتی که نمی‌دانم با آنها چه کنم راحت نیستم. برای همین درباره‌شان سؤال نمی‌پرسم.»

وقتی اعضای گروه در پاسخ به آنچه تری گفت هیجان‌های در لحظه‌شان را بیان کردند، تری متوجه شد گاهی دیگران بنا به دلایلی که هیچ ربطی به ما ندارند نیازهای ما را برآورده نمی‌کنند. به‌علاوه دریافت که الگوی درخواست نکردن مستقیم خواسته‌ها و احساس ناامیدی ناشی از اینکه دیگران خواسته‌هایش را حدس نمی‌زنند چه هزینه‌ای دارد.

بسیاری از افراد نمی‌دانند چگونه به گروه‌درمانی بپیوندند و این مانع جلوی دست به کار شدن‌شان را می‌گیرد، اما فرصت‌های زیادی وجود دارند. اگر در حال حاضر از درمان فردی استفاده می‌کنید، موضوع را با درمانگرتان در میان بگذارید تا ببینید توصیه‌ای دارد یا خیر. طیف گروه‌درمانی‌ها، از گروه‌های عمومی تا گروه‌های حمایتی موضوع‌محور، متمرکز بر حوزه‌هایی مانند اعتیاد، سوگ و غیره گسترده است.

شکی نیست که این انزوای اجتماعی برای مدتی مهمان ما خواهد بود و وقتی بالاخره بتوانیم بدون ترس از لاک خود بیرون بیاییم، ماه‌ها انزوا گشودگی را دشوار خواهد کرد. می‌دانیم که این آسیب جهانی تأثیرات پایداری بر سلامت روان‌مان خواهد گذاشت که از هرآنچه در طول زندگی دیده‌ایم فراتر می‌رود. پیشرفتی که در گروه‌های آنلاین دوران پاندمی در اعضای گروه دیده‌ام دلگرم‌کننده بوده است و نشان می‌دهد گروه کوچکی از افراد می‌توانند دنیای یکدیگر را تغییر دهند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را بنویسید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.