آنچه می­‌خوانید بخش‌­هایی از یکی از فصول کتاب روان‌­درمانی گروهی روان‌­پویشی به قلم روتان، استون و شی، ویرایش پنجم، منتشرشده در سال ۲۰۱۴ است که به‌وسیلۀ نگارنده انتخاب و ترجمه شده و در دو مقاله ارائه می­‌شود. در شمارۀ نخست به مقدمه­‌ای در مورد فرآیند و مکانیسم‌های تغییر در روان­‌درمانی گروهی و معرفی دو مکانیسم «تقلید» (imitation) و «همانند سازی»  (identification) پرداخته می­‌شود و در شمارۀ بعدی دیگر مکانیسم‌­های منجر به تغییر در گروه و روان‌درمانی گروهی یعنی «درونی­‌سازی» (internalization) و «پردازش­‌های ضمنی» (implicit processing) معرفی می­‌شوند.

مکانیسم‌­ها (در اینجا)، روش‌­هایی هستند که بیمار به‌واسطۀ آنها آگاهانه و ناآگاهانه، از عوامل درمانی در خدمت تغییر استفاده می­‌کند. در سال ۱۹۶۳ هربرت کلمن سه مکانیسم از این دست را معرفی کرد: «تقلید، همانندسازی و درونی‌سازی». نویسندگان کتاب حاضر به این سه مورد «پردازش ضمنی»  را نیز افزودند؛ که در واقع فرآیندهایی هستند که به چگونگی تسهیل مکانیسم‌­های تغییر به‌وسیلۀ بستر درمانی می­‌پردازند. رالف آر. گرینسون در سال ۱۹۶۷ چهار فرآیند از این قبیل را نام برده است: رویارویی (confrontation)، روشنگری (clarification)، تحلیل و تفسیر (interpretation)  و حل‌وفصل (working through). به عبارت ساده­‌تر می‌­توان گفت روش­‌هایی که به‌واسطۀ آنها بیمار تغییر می‌­کند، همان «مکانیسم‌­ها» و شیوه‌های مداخله‌­ای که درمانگر و/یا گروه برای برانگیختن تغییرات در اعضا از آن بهره می‌­برند، همان «فرآیندها» هستند.

چنین به نظر می‌­رسد که انسان راحتی را در تکرار می­‌یابد. بنابراین همۀ ما به شیوه­‌هایی الگوگرفته‌شده که در گذشته آموخته­‌ایم رفتار می‌­کنیم، خواه به هدف حل مشکلات یا صرفاً به‌عنوان تقلید. آنگاه که این الگوهای دیرباز در زمان کنونی ایجاد مشکل کنند، اغلب به‌صورت «علائم»، تحریف­‌ها یا فشارهای شخصیتی ظاهر می‌شوند. زمینۀ تعاملات بین فردی در یک گروه اغلب این الگوهای تکراری را برانگیخته می­‌کند – حتی اگر الگوها در واقع با شرایط دقیق فعلی همخوان نباشند – آنچه به‌واقع اصل انتقال است. به‌عنوان مثال، افراد تحت تأثیر چهارچوب اجتماعی، فرهنگ، حضور دیگران، ادراک خطر و نیز میل و آرزویشان برای پذیرفته شدن و مورد تأیید بودن قرار می‌­گیرند. هر فردی به این تأثیرات اجتماعی به روشی منحصربه‌فرد پاسخ می­‌دهد. پردازش‌­های درونی از اعتماد پایه (نه تنها به دیگران بلکه به ثبات ساختاری عاطفی خود)، احساس کنترل و قدرت، موثق بودن و سایر متغیرها در زمینۀ این پویایی ممکن است با پذیرش این تأثیرات اجتماعی تداخل داشته یا آن را بهبود بخشد. علاوه بر این، احساس درک شدن اصیل و در ارتباط بودن با دیگران [در گروه] به تأثیرپذیری کمک می­‌کند. اگرچه این تأثیر تا حدی آگاهانه است، عناصر ناخودآگاه نیز در تکوین استانداردها و هنجارهای گروه حضور دارند. اکنون به بررسی مکانیسم‌­های تغییر (دو مکانیسم در این شماره و بقیه در شمارۀ بعد) می­‌پردازیم.

تقلید

در گروه‌­های درمانی، اعضا این فرصت را دارند که بسیاری از تعاملات، سبک‌­های ارتباط و روش‌­های حل مسئله را مشاهده کنند. بسیاری از یادگیری­‌های اولیه در گروه‌ها، همانند زندگی، تقلیدی است. المان­‌های یادگیری ـ که خود یک عامل درمانی است ـ از جمله یادگیری نیابتی (vicarious learning) و مدل­‌سازی (modeling) را می‌توان زیرمجموعۀ تقلید رده‌­بندی کرد.

به‌عنوان مثال بیمارانی که در تحمل و به اشتراک گذاشتن احساسات قوی مشکل دارند، می­‌توانند ابتدا تعامل شدید اعضای دیگر با هم را مشاهده کنند. این بیماران در گروه همان‌طور كه ​​یاد می‌­گیرند که با چنین تبادلاتی اعضا صدمه­‌ای نمی‌­بینند بلكه به‌طور معمول به هم نزدیک­‌تر هم می‌­شوند، امیدوار به تغییر می‌­شوند و در نتیجه می‌­توانند به‌اشتراک‌گذاری احساسات خود را با تقلید از آن دسته از اعضای موفق‌­تر در این زمینه شروع كنند. اگرچه تقلید اصولاً در مراحل ابتدایی عضویت در گروه مورداستفاده قرار می‌­گیرد، همچنان به‌عنوان یکی از راه­‌هایی که در آن اعضا گزینه‌­های رفتاری جدیدی را در طول درمان خود کسب می­‌کنند باقی می­‌ماند. تجارب موفقیت‌­آمیز بیماران به دنبال رفتار تقلیدی، باعث جذابیت بیشتر گروه، رشد میل به تعلق به گروه، افزایش انسجام و در نتیجه همانندسازی بیشتر بین اعضا می­‌شود. تقلید به‌هیچ‌وجه محدود به گروه­‌درمانی نیست، اما گروه­‌درمانی به‌واسطۀ تعاملات و روابط متعدد، فرصت­‌های تغییر را از طریق یادگیری تقلیدی گسترش می‌­دهد.

همانندسازی

همانندسازی به روش‌­های مختلفی تعریف شده است. در اینجا از توصیف کلاسیک لووالد (۱۹۷۳) استفاده می­‌شود که آن را یک فرآیند ناخودآگاه توصیف کرده که در آن فرد بخش‌­ها یا جنبه‌­هایی از فرد دیگری را به خود می‌­گیرد. از طریق برگرفتن جنبه­‌های مختلف دیگران، فرد با تغییر ادراک یا خلق و خویش تغییر می‌کند. گاهی اوقات هم آن «دیگری» می‌تواند همانندسازی را به‌عنوان حمایت گرفتن، پذیرفته شدن یا فهمیده شدن توسط فرد دیگری درک کند. همانندسازی می­تواند در خدمت رشد یا مقاومت باشد و در هر نمونه باید جداگانه درک شود.

فروید در ابتدا اظهار داشت که تشکیل گروه در حالی صورت می­‌گیرد که اعضای گروه تحت لوای همانندسازی مشترک با رهبر گروه، با یکدیگر همانندسازی می‌­کنند. بدون این پیوند هیچ گروهی وجود ندارد. همانندسازی با همدیگر نیز در حالی صورت می‌­گیرد که اعضا در مورد تجربیات زندگی خود و همچنین واکنششان در برابر رویدادهای جاری، چه در داخل و چه در خارج از گروه، صحبت می‌­کنند. این همانندسازی‌­ها ممکن است به شکل آگاهانه به‌عنوان احساس جاذبه، احساس تعلق و دلبستگی به اعضا و گروه بیان شود. عناصر سازنده‌­ای که انسجام گروهی از آنها ایجاد می­‌شود. به همین ترتیب، همگانی‌­سازی (universalization) -این مفهوم که فرد در احساسات تنها نیست- باعث افزایش جذابیت گروه و همانندسازی در بین اعضا می­‌شود. درواقع فرآیندی رفت و برگشتی آغاز می­‌شودکه تأثیرات قدرتمندی را که اعضا بر یکدیگر دارند، افزایش می‌دهد. همانندسازی­‌های حاصله روش‌­های بنیادینی که اعضا در درک و پاسخ دادن [به محیط و دیگران] دارند را تغییر می‌­دهد. این روند رو به رشد در ساخته شدن همانندسازی­‌ها پایه و اساس تغییرات پایدار را شکل می­‌دهد.

همانندسازی را می‌توان به‌راحتی در تعاملات گروهی مشاهده کرد. به‌عنوان مثال، وقتی دو یا تعداد بیشتری از بیماران هم‌زمان تغییری در موقعیت­‌های بدنشان می‌دهند و سپس چندین عضو دیگر ناخودآگاه همان وضعیت بدن را اتخاذ می‌کنند، همانندسازی می‌­تواند در رفتار غیرکلامی مشاهده شود. اثر دومینووار این تغییر معمولاً  منعکس کنندۀ تأثیر یا برداشت مشابهی در این افراد در مورد فرد یا موضوع مورد بحث است.

این همانندسازی­‌ها اغلب در طول گروه به سطح خودآگاهی می­رسند. به‌گونه‌ای که اعضا اشاره خواهند کرد که افراد در نحوهٔ پاسخگویی یا تعامل تغییر کرده‌­اند. به نظر می­‌رسد که دید آنها به شرایط نسبت به گذشته  متفاوت شده است. به‌عنوان مثال یکی از اعضای گروه ممکن است اعلام کند: «من به خودم افتخار می­کنم. من در محل کار به‌اشتباه مورد انتقاد قرار گرفتم، اما مانند آرنی پاسخ دادم. من می­‌دانستم که این مشکل رئیس من است، نه من.» این بینش‌­ها و مشاهدات ممکن است افرادی را که از این تغییرات بی­‌اطلاع بوده‌­اند به وحشت بیندازد و با این حال، از ورای تأمل، آنها به‌راحتی قبول می‌کنند که واکنش­‌های درونی آنها متفاوت، کمتر متعارض و انعطاف‌­پذیرتر شده است.

این همانندسازی‌­ها معمولاً موقتی است، مگر اینکه منابع آنها بتوانند توسط فرد تجزیه و تحلیل و تلفیق شوند. یکی از این منابع می‌­تواند همانندسازی با درمانگر باشد. بعضی اوقات این همانندسازی اشکال عینی به خود می­‌گیرد، مثل لباس پوشیدن مانند درمانگر یا خریدن اتومبیلی مشابه اتومبیل درمانگر. بیماران غالباً  با مشاهدۀ این وضعیت یکدیگر را غافل­گیر می‌­کنند: «شما درست مثل دکتر حرف می­‌زنید!»  یا «شما دوباره دارید نقش دکتر را بازی می­‌کنید!» (این رفتار را بعضی اوقات می­‌توان به‌عنوان تقلید نیز درک کرد). به‌ویژه همانندسازی امیدوارکنندۀ بیمار با نگرش‌­های درمانگر از اهمیت ویژه‌­ای برخوردار است: تاب آوردن و تحمل احساسات، اتخاذ موضعی درون­‌نگرانه و تلاش برای بازتاب دادن و فهمیدن و همچنین واکنش مناسب.

همانندسازی با هنجارها و ارزش‌­های در حال ظهور یک گروه، عنصر مهمی است که منحصر به گروه‌­هاست. از آنجا که اعضا احساس تعلق را تجربه می­‌کنند، قویاً با حد طبیعی گشوده بودن [در برابر دیگران]، بررسی میزان مشارکت خود در تعاملات و در نظر گرفتن عناصر فرآیند مجموعۀ به‌خصوصی از تعاملات نیز همانندسازی کرده و تحت تأثیر آن قرار می­‌گیرند. این همانندسازی­‌ها در درون گروه به وجود می­‌آیند و به‌راحتی قابل انتساب به شخص خاصی نیستند.

تقلید و همانندسازی دو مکانیسم اصلی هستند که تغییر را تسهیل می‌­کنند. تنها بر اساس این دو مکانیسم می‌­توان تغییرات زیادی را حاصل کرد. آنها زمینه­‌های جذابیت و انسجام گروهی را تشکیل می‌­دهند. به‌موجب این مکانیسم­‌ها، بسیاری از داده‌های لازم برای درک ارتباطات پیچیدۀ بین ناخودآگاه و خودآگاه و گذشته و حال در دسترس قرار می­‌گیرد. تقلید و همانندسازی ممکن است تغییراتی را که در بیمارانی که در گروه­‌های خود بی­‌صدا می‌­نشینند اما با این وجود رشد می‌­کنند و دگرگون می­‌شوند، توضیح دهد.

در اینجا مقالۀ نخست مکانیسم‌­ها و فرآیندهای تغییر در گروه‌­درمانی به پایان می­‌رسد. از شما دعوت می‌­کنیم برای دنبال کردن ادامۀ این مبحث، مقالۀ دوم را نیز مطالعه کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را بنویسید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.