شاید ندانید وقتی پارتنرتان نشانه‌هایی از اختلال سلامت روان را نشان می‌دهد، باید چه کنید. وقتی با تمام وجود احساس می‌کنید کمک حرفه‌ای حالش را بهتر خواهد کرد اما نمی‌دانید چگونه این امر را محقق کنید، شرایط برایتان سخت‌تر می‌شود.

اگر در این موقعیت قرار دارید اول باید به این درک برسید که نمی‌توانید پارتنرتان را مجبور کنید برای درمان مراجعه کند یا دارو بگیرد. حتی اگر می‌توانستید هم، مراقبت‌های سلامت روان زمانی بیشترین تأثیر را دارند که خود فرد کمک بخواهد. در عوض روی گفتگویی باز، صادقانه و مشفقانه دربارۀ سلامت روانی‌اش تمرکز کنید. در زیر، چند راه برای ورود به این مکالمه‌های دشوار ارائه شده‌اند.

هدف خود را بشناسید

قبل از باز کردن بحث، برای خود روشن کنید که می‌خواهید این گفتگو برای هر کدام‌تان چه نتیجه‌ای داشته باشد. مهم‌تر اینکه واقع‌بین باشید. بعید است پارتنرتان بلافاصله از تصور گرفتن مراقبت‌های سلامت روان به هیجان بیاید و همان لحظه برای خودش وقت بگیرد.

وقتی دربارۀ سلامت روان با پارتنرتان حرف می‌زنید، این موارد را امتحان کنید:

  • اطمینان حاصل کنید که احساس می‌کند درک و حمایت می‌شود
  • ایده‌هایی را در مورد نحوۀ برخورد با موقعیت ارائه دهید
  • به او بگویید که در این ماجرا با هم هستید
  • راه گفتگو را باز کنید و اجازه دهید باز بماند
  • اطمینان حاصل کنید که در مورد ماجرا اتفاق‌نظر دارید
  • نظر او را در مورد علائمش و راه‌حل‌های احتمالی جویا شوید

با چنین اهدافی، احتمال اینکه گفتگویتان به سلامت هردو شما کمک کند بیشتر می‌شود.

از «عباراتی با ضمیر من» استفاده کنید

اگرچه از سلامت روان پارتنرتان صحبت می‌کنید، سعی کنید از جمله‌هایی استفاده کنید که به جای «تو» با «من» شروع می‌شوند. بله، کلیشه‌ای‌ است، اما بعضی‌اوقات کلیشه شدن بی‌دلیل نیست. این به اصطلاح «عبارات با ضمیر من» تقصیر را از گردن پارتنرتان برمی‌دارند و در او حالت دفاعی ایجاد نمی‌کنند.

برای مثال، ممکن است در ابتدا وسوسه شوید که بگویید: «اخیراً خیلی غمگینی و زیاد می‌خوابی». متوجه می‌شوید چگونه ممکن است فردی که شرایط هیجانی دشواری دارد با شنیدن این جمله حالت تدافعی به خود بگیرد؟ در عوض، این جمله را امتحان کنید: «متوجه شده‌ام که اخیراً ناراحت و خسته به نظر می‌رسی و نگرانم».

به‌علاوه، جمله‌بندی دوم به پارتنرتان نشان می‌دهد به این خاطر دربارۀ این موضوع حرف می‌زنید که به سلامت روان او اهمیت می‌دهید، نه اینکه از کارهایش ناامید شده باشید.

دربارۀ سلامت روان خود روراست باشید

اگر در گذشته از مراقبت‌های سلامت روان بهره برده‌اید یا حالا از این مراقبت‌ها استفاده می‌کنید، حتماً در این مورد روراست باشید. قرار نیست هر چیزی را که در اتاق درمان مطرح می‌کنید به پارتنرتان بگویید؛ آن زمان مال شماست. اما صرف اینکه بگویید قبلاً دربارۀ مراقبت‌های سلامت روان چه احساسی داشته‌اید و حالا چه احساسی دارید مفید است. به‌علاوه، می‌تواند لکۀ ننگی را که با این کار تداعی می‌شود از بین ببرد!   

از کنار گود تشخیص نگذارید

حتی اگر برایتان بدیهی است که پارتنرتان اختلال سلامت روان خاصی دارد، سعی کنید از برچسب زدن به او خودداری کنید. این کار را به متخصصان بسپارید. در عوض، بر علائم و رفتارهای خاصی تمرکز کنید که به عزیزتان آسیب می‌رسانند.

پارتنرتان خوشحال نیست و متخصص می‌تواند به او کمک کند. اگر می‌خواهد دربارۀ جزئیات احساساتش صحبت کند، مشکلی نیست. اما از بحث دربارۀ مبانی مباحث تشخیصی پرهیز کنید.

با ملایمت منابع موجود را پیشنهاد دهید

هرچند نمی‌توانید پارتنرتان را وادار به استفاده از مراقبت‌های سلامت روان کنید، می‌توانید منابعی را که در صورت انتخاب این مسیر به آنها نیاز خواهد داشت مهیا کنید. قبل از اینکه بحث را باز کنید، آماده باشید که دربارۀ احتمال‌های مختلف صحبت کنید. برای مثال اگر پارتنرتان به پایان دادن به زندگی خود فکر می‌کند، دنبال مراقبت‌های پزشکی فوری باشید.

در غیر این صورت، درمانگری در همان نزدیکی پیدا کنید که به کار پارتنرتان بیاید. حتی ممکن است چند گزینه ارائه دهید و بدون هیچ فشاری صرفاً اطلاعات را در اختیار پارتنرتان بگذارید. وقتی زمانش برسد و احساس کند آماده است، می‌تواند کمک بگیرد.

اگر فکر کردید گروه‌درمانی می‌تواند انتخاب خوبی برای پارتنرتان باشد، می‌توانید راه‌های تماس با ما را نیز به او پیشنهاد دهید:

0 پاسخ

دیدگاه خود را بنویسید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.